السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

155

سيره معصومان ( فارسي )

اين پس بر حمزه بگريند . در سيرهء حلبيه آمده است : آن دو به زنان دستور دادند كه به خانهء رسول خدا ( ص ) رفته بر حمزه بگريند . چون پيغمبر از نماز مغرب بازگشت ، صداى گريه را شنيد و سؤال كرد : گريه براى چيست ؟ گفتند : زنان انصار هستند كه بر حمزه مىگريند . رسول خدا ( ص ) فرمود : خداوند از شما و فرزندانتان خشنود باد ! آنگاه دستور داد آنها را به خانه‌هايشان بازگردانند . در روايتى آمده است : پيغمبر ( ص ) به زنان فرمود : خداوند بيامرزدتان بازگرديد كه خوب با من همدردى كرديد . خدا انصار را بيامرزد كه همدردى در اينان چنان كه مىدانم ، امرى باسابقه است . ابن سعد در طبقات گويد : زنان انصار تا به امروز هم هرگاه كسى از آنان مىميرد نخست بر حمزه مىگريند و آنگاه بر از دست رفتهء خويش . طبرى گويد : پيغمبر ( ص ) بر زنى از بنى دينار گذشت ، شوهر و برادر و پدر اين زن در ركاب رسول خدا ( ص ) در احد كشته شده بودند . چون خبر مرگ بستگان زن را به او دادند پرسيد : رسول خدا ( ص ) چطور شد ؟ گفتند : به شكر خدا او چنان است كه دوست مىدارى . زن گفت : نشانم دهيدش تا به دو بنگرم . چون رسول خدا را ديد گفت : با زنده بودن تو هر مصيبتى بر من هموار و ناچيز است . طبرى مىنويسد : چون رسول خدا ( ص ) به خانه‌اش رسيد ، شمشيرش را به دست دخترش فاطمه داد و فرمود : خونهاى روى شمشير را بشوى دخترم . على ( ع ) نيز شمشير خود را به دو داد و گفت : خونهاى اين را هم بشوى . به خدا سوگند كه امروز وفادارىاش را به من ثابت كرد . طبرى گويد : گفته‌اند وقتى على بن ابى طالب شمشيرش را به فاطمه داد ، اين اشعار را خواند : أ فاطم هاك السيف غير ذميم * فلست برعديد و لا بمليم لعمرى لقد قاتلت فى حب احمد * و طاعة رب بالعباد رحيم و سيفى بكفى كالشهاب اهزه * اجذبه من عاتق و صميم فما زلت حتى فض ربى جموعهم * و حتى شفينا نفس كل حليم اى فاطمه بگير اين شمشير نانكوهيده را كه من بددل ترسان و ملامتگر نيستم . به جان خودم به هواخواهى احمد و طاعت پروردگارى كه به بندگان مهربان است ( بس شجاعانه ) جنگيدم . حال آن كه شمشير در كفم چونان شهاب بود كه آن را به جنبش درمىآوردم و آن را از شانه و استخوان بيرون مىكشيدم . پيوسته در اين كار بودم تا آن كه پروردگارم سپاهيانشان را پراكنده ساخت و تا آن كه نفس هر بردبارى را شفا بخشيديم . شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : مسلمانان با پيغمبر ( ص ) به مدينه آمدند . فاطمه ( ع ) به پيشواز